آه اگر روزی نگاه تـــــو مونس چشمان من باشد
قلعه سنگین تنهــایی چهار دیوارش زهم پاشــد
آه اگر دستان خوب تو حامی دستان من باشـــد
قلعه سنگین تنهـایی چهار دیوارش زهم پاشـــد
قلعه تنهایی ما را
دیو در بنگان خود کرده
خون چکد از ناخن
این دیوار
جان به لبهای من آورده
آه اگر روزی صدای تو گــوشه آواز مـن بــاشــد
قلعه سنگین تنهایی چهار دیوارش زهم پاشـد
آه اگــر دیروز برگــردد لحظه ای امروز من باشد
قلعه سنگین تنهایی چهار دیوارش زهم پاشـد
قلعه تنهایی ما را
دیو در بنگان خود کرده
خون چکد از ناخن
این دیوار
جان به لبهای من آورده
نوشته شده در جمعه یازدهم بهمن 1387 ساعت 16:50 توسط یه دیونه
[ ] | مطالب مرتبط ( ) | لینک ثابت